شنبه 1386/07/21
سینمای من کجاست
عباس کیارستمی فیلم کوتاهی دارد به اسم "رومئوی من کجاست." چیزی حدود بیست نفر از زنان بازیگر ایرانی را دور هم جمع کرده و برایشان فیلم رومئو و ژولیت را نمایش می دهد. عکس العمل اینها می شود فیلم کوتاه کیارستمی. به همین سادگی . اما این فقط کیارستمی است که شهامت هرگونه تجربه ایی را دارد. در دوره ایی که فیلم نامه های ما(سینما و تلویزیون فرقی ندارد) با یک کم چپ و راست کپی فیلم نامه های هالیوودی است طوری که گاهی به خودشان زحمت این را نمی دهند که دیالوگ را حتی عوض کنند یک همچین تجربه ایی واقعا جای ستایش دارد.
کار در نهایت سادگی به قدری حرفه ایی از کار در آمده که فقط از کیارستمی بر می آید.
این که آدم تازه کار باشد و هر کارجدیدی را تجربه کند با این که کیارستمی باشی و چنین تجربه هایی در کارنامه ات داشته باشی فرق می کند. اما خوب بعضی ها واقعا ترجیح میدهند همان کاری را انجام دهند که سالها انجام شده و نتیجه داشته و این طوری است که ما نمی توانیم درباره ی سینما ی ایران حرفی بزنیم.
دوشنبه 1386/07/16
نقد ادبی
دکتر حسین پاینده
نقد ادبی
در نزد قدما نقد معمولا این بوده است که معایب اثری را بیان کردن و به طور کلی از فراز و فرود لفظ و معنی سخن گفته شود.اما در دوران جدید مراد از نقد ادبی نشان دادن معایب اثر نیست زیرا معمولا به بررسی آثاری می پردازد که درجه یک هستند و در این گونه آثار بیش از نقاط ضعف نقاط قوت مهم است. با توجه به نقد های امروزی می توان گفت که نقد ادبی دیگر گونه خواندن اثر ادبی یا نگاهی دیگر به اثر ادبی است .
نقد ادبی را می توان بر حسب ارجاع به جهان بیرونی یا خواننده یا نویسنده یا خود اثر ادبی به چند دسته تقسیم کرد
1.نقد به لحاظ واقعیت
چه قدر اثر ادبی در نمایش چیزی که می خواهد منعکس کند صادق است .
2.نقد به لحاظ خواننده
نظریه ی عکس العمل خواننده که ارزش اثر ادبی را بر مبنای موفقیتش در تحقق هدفی که داشته است مورد ارزیابی قرار گیرد.
3.نقد به لحاظ نویسنده
به دنبال مدارک و شواهدی است که بر حالت و طبیعت نویسنده دلالت کند زیرا نویسنده خود را در اثر ادبی افشا می کند.
4.نقد به لحاظ اثر
اثر ادبی پدیده ایی خودبسنده است و آن را با محک های درونی و ذاتی آن نقد می کنند.در واقع این نوع نقد پاسخی بود به نظریه ی منتقدان سنتی که به خالق اثر ادبی بیشتر از خود اثر اهمیت می دادند. مهم ترین مکتب نقد ادبی که در این تقسیم بندی قرار میگیرد فرمالیسم روسی است.
بنابر دیدگاه فرمالیستها، شکل , ترجمان یا تجلی محتواست. لذا نقد فرمالیستی به معنای بی اعتنایی به محتوا یا حتی ثانوی پنداشتنِ اهمیت محتوا نیست، بلکه فرمالیستها برای راه بردن به محتوا شیوهی متفاوتی را در پیش میگیرند، شیوهای که عوامل برونمتنی ( تاریخ، زندگینامه و امثال آن ) را در تفسیر متن نامربوط محسوب میکند.
نمونهای از این عوامل برونمتنی، قصد خالق اثر و تأثیر اثر در خواننده است.
مقصود هر نویسنده ایی از خلق اثر فقط تا آنجا که در متن تجلی پیدا کرده است اهمیت دارد. به این دلیل، منتقدی که اثر را برای یافتن «منظور» خالق آن («محتوای پنهانشده در شعر») نقد میکند، راه عبثی را در پیش گرفته است.
تأثیر اثر در خواننده نیز در نقد فرمالیستی موضوعی بی ربط تلقی میشود، زیرا خوانندگان مختلف با خواندن اثری واحد ممکن است واکنشها یا استنباط های متفاوتی داشته باشند. از این رو، کانون توجه منتقدان فرمالیست صناعات و فنونی هستند که در خود متن اثر به کار رفتهاند.
. نقد ادبی از نظر « منتقدان نو » باید عینیتمبنا باشد و نه ذهنیت مبنا. به همین سبب، فرمالیستها به جای تلاش برای روانشناسیِ نویسنده یا خواننده، میکوشند تا متن اثر را (بهمنزلهی ساختاری عینی و متشکل از واژه) موشکافانه تحلیل کنند تا به معنای آن برسند. معنا و ساختار و صورت در اثر چنان با یکدیگر درمیآمیزند و چنان متقابلاً در یکدیگر تأثیر میگذارند که نمیتوان این عناصر را از هم متمایز کرد. پس شکل و محتوا دو روی یک سکهاند.
سخن آخر اینکه فرمالیستها اثری را ارزشمند میشمارند که اجزاء ساختار آن واجد همپیوندیِ درونی باشند. باید توجه داشت که انسجامِ حاصل از این همپیوندی صبغهای منطقی ندارد، بلکه اساساً انسجام از نظر فرمالیستها یعنی هماهنگیِ معانیِ متباین.
منبع:
مقاله ی دکتر حسین پاینده تباین و تنش در ساختار شعر
نقد ادبی دکتر سیروس شمیسا

